خرید بک لینک

آرام نشستی به دلم یک شب مهتاب
آسان بگرفتی زدو چشمم همه شب خواب

بی تاب از خویش ندیدم به همه عمر
از شوق دوچشمی که بود گوهر شب تاب

من با سرزلف تو وآن پیچش گیسو
آرم غزلی و زدو چشمت دهم اش آب

آن روز که دیدم تو وآن چشم پر از مهر
خورشید غزل سر زد وطبعم شده بی تاب

مهر تو درختی است که از عمق وجودم
هی شاخه دوانده است ورسیده است به مهتاب

من "خیس" ترین شاعر "بارانی" شهرم
کز هر نفسم نام تو گردد غزلی !


پ . ن ؛
حاضرم قشنگترین لحظه هامو
با سخترین دقایقت عوض کنم
تا تو همیشه و همیشه شاد باشی


"" اسمت برام قشنگترین کلمه ست ""

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 1:4 توسط Ahmad| |

برچسب: نویسنده: آتنا حسینی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 2:21

صفحه بندی